نتایج جستجو برای عبارت :

چهارشنبه ای که گذشت

امروز چهارشنبه ششم آذر ماه 
حوالی ساعت یک و نیم ظهر  گریان و ناراحت پیاده به سمت خونه میرفتم 
هنوزم وقتی به اتفاقات صبح فکر میکنم 
به امروزی که میتونست قشنگتر باشه ولی نشد 
به ذوق و شوقی که تبدیل به گریه شد 
حالم بد میشه 
آخ از احمق بودن خودم 
#امید به چی داشتم 
به کی داشتم آخه 
 
آئین و رسوم چهارشنبه سوری
مراسم چهارشنبه سوری در ایران که مردم ایران در آخرین روز چهارشنبه آخر سال جشن می گیرند.
همچنین مردم در این روزهای آخر سال مشغول خرید لباس نو و چیدن سفره هفت سین خود نیز
مشغولند. چهارشنبه سوری، یکی از رسومات خاص و جالبی که در بین ایرانیان رایج است و هر
چقدر به عید نوروز و سال جدید نزدیک تر می شویم استقبال از چهارشنبه سوری نیز افزایش
پیدا می کند. در تمام نقاط ایران و اکثر قومیت ها این رسم در چهارشنبه آخر سال انجام می پذ
«چهارشنبه‌های کتاب هنر» در فرهنگسرای ارسبارانپوستر
«چهارشنبه‌های کتاب هنر» با نمایشگاه «کتاب هنر و ادبیات» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، «چهارشنبه‌های کتاب هنر» با هدف ارتقای سطح مطالعه، دسترسی آسان، بازدید و خرید کتاب‌های هنر و ادبیات با تخفیف ویژه برگزار می‌شود.
«چهارشنبه‌های کتاب هنر» با نمایشگاه کتاب‌های تخصصی «هنر و ادبیات» با حضور انتشارات چشمه، ماهی، ققنوس،
- روش تحقیق یکشنبه 98/02/15 تا انتهای ص  134 کلاس 701
- جامعه شناسی سازمانی مدیریت دولتی دوشنبه  98/01/25  تا انتهای ص 173 ساعت 11/30 کلاس 701
- تحقیق در عملیات 1 ( پژوهش عملیاتی )   یکشنبه 97/01/18  ساعت 9/45 از فصل 1و2و3
- اقتصاد خرد چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح  تا آخر فصل 18 درکلاس 701
- اقتصاد کلان چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح تا صفحه 287 درکلاس 701
- روابط کار چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح تا آخر فصل 8 درکلاس 701
- تجارت الکترونیک 2 چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح از فصل 6و7و8 درکلاس 701
-سمینار در مس
یکی از بهترین خاطرات ما مربوط میشه به چهارشنبه سوری هایی که مادر بزرگ به تعداد بچه ها و نوه ها و عروس ها و دامادها، اینطوری تخم مرغ رنگ میکرد و بعد از درکردن ترقه و پریدن از آتش، پس از صرف غذایی محلی به نام “شش انداز”، هر کس به قید قرعه یک تخم مرغ برمیداشت...نخ و پوست پیاز را از دور تخم مرغ باز می کرد و با دقت به تصاویر چاپ شده روی تخم مرغ، نگاه می کرد و با توجه به آرزوهای خود، فال خوش می زد...مادر بزرگم متخصص تفسیر تصاویر روی تخم مرغ چهارشنبه سوری
- روش تحقیق یکشنبه 98/02/15 تا انتهای ص  134 کلاس 701
- جامعه شناسی سازمانی مدیریت دولتی دوشنبه  98/01/25  تا انتهای ص 173 ساعت 11/30 کلاس 701
- تحقیق در عملیات 1 ( پژوهش عملیاتی )   یکشنبه 97/01/18  ساعت 9/45 از فصل 1و2و3
- اقتصاد خرد چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح  تا آخر فصل 18 درکلاس 701
- اقتصاد کلان چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح تا صفحه 287 درکلاس 701
- روابط کار چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح تا آخر فصل 8 درکلاس 701
- تجارت الکترونیک 2 چهارشنبه 98/01/28 ساعت 8 صبح از فصل 6و7و8 درکلاس 701
-سمینار در مس
فال و طالع روزانه چهارشنبه 13 فروردین ماه 99فال روز چهارشنبه 13 فروردین 1399فال روزانه چهارشنبه 13 فروردین 99فال روزانه 13 فروردین 99 | طالع بینی 13 فروردین 1399
برای آگاهی از اتفاقات مهم پیش روی خود در روز چهارشنبه سیزدهم فروردین ماه 99 فال روزانه سایت 24خبر را بخوانید.
 
ادامه مطلب
آداب و رسوم نوروز در آذربایجان شرقی 
صبح آخرین چهارشنبه سوری مردم بر سر آب رفته و از روی آن می پرند و می خوانند :
آتیل ماتیل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه)
بختیم آچیل چرشنبه (بختم باز شود چهارشنبه)
در روستاها چهارشنبه آخر سال را «چرشنبه خاتون» می گویند و زنان بالای اجاق خوراک پزی با آرد شکل زنی زیبا را می کشند و زیر آن یک آینه و شانه می گذارند تا وقتی چرشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند.
این رسم تأکید بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند دارد
عرضم به حضورتان که ساعاتی قبل اطلاعیه تعطیلی مدارس مناطقه خودمون رو دیدم.
این به این معنا است که فردا(سه شنبه) تعطیل و چهارشنبه بین التعطیلین است.
و دوباره یعنی اگه چهارشنبه به مدرسه نروم، یک هفته تعطیلی، عجب چیزی میشه.
.
.
.
حالا نمیدونم چهارشنبه برم یا نه؟؟؟
ادامه مطلب
حیف آن عمری که او بی عشق جانبخشا گذشت،
حیف آن عشقی، اگر با داد و واویلا گذشت.
غرق بادا در گنه، قلبی نورزد عشق پاک،
حیف عمر فاسقی از این جهان رسوا گذشت.
حیف عمر ابلهی، عمری پی دولت دوید،
حیف عمر عاقلی، با هرزه و رؤیا گذشت.
لال گردد آن زبانی که نمی گوید خدا،
حیف آن امت، که او بی دین و بی تقوا گذشت.
بی کفن میرد غریبی، نیست ایرادی دگر،
حیف آن مرگی اگر بی ذکر "لا الا"گذشت
مکّه و مینا نرفتی جرم نبود پیش حق،
حیف عمر غافلی، با ساغر و مینا گذشت.
جور دنیا هم گ
سلام
چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانیان باستان است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.
طبق آیین ایرانیان باستان در این روز آتش بزرگی برافروخته می‌شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در
❓اصلا مگه میشه چهارشنبه باشه و تهران باشیمو حول و حوشِ 11 شب باشه و ما حرم سید الکریم نباشیم؟! انگار چهارشنبه شب‌ها حضرت عبدالعظیم هم منتظرن از سمتِ ضلعِ شرقیِ حرم، مشرّف بشیم و بعدش خادما حرمو می‌بندن. 
چهارشنبه‌ی این هفته یکی از همسایه‌ها خبر دادن بدنه و شیشه‌ی ماشینِمونو با آشغال کثیف کردن! رفتیم دیدیم علاوه بر اون، چهار چرخشم پنچره!! تعمیرکار که اومد گفت پنچر نیس، چهار چرخو با چاقو چاک زدن و باید همه‌شو عوض کنیم! جناب سروان صِدام کرد
این امتحانم هم برخلاف انتظار خیییلی خوب بود.به خیر گذشت :))) چقدر نگرانش بودم و چقدر اعصابم رو خورد کرد واقعا
اما تموم شد.دیگه تا چهارشنبه امتحان سختی ندارم
الان هم دارم میرم برای اخرین بار توی بهار میم بزرگ رو ببینم :) کاش اون یکی میم هم بود.دلم براش تنگ شده ... واسه شیطنتهاش و خنده هاش! 
- من تازه ساعت دو، بعد از این که قرار گذاشتیم فهمیدم امشب چهارشنبه سوریه. از مامانم شنیدم.
- من هم تازه غروب فهمیدم.
- می‌دونی، چون برای ما یه روز عادیه امروز.
- لحظه سال نو چیه؟ یه لحظه مثل سایر لحظات.
- ما بهش معنا می‌دیم، یه بهونه است که دور هم جمع بشیم. یه بهونه دل گرمیه..
- ما نمی دونستیم امروز چهارشنبه سوریه، چون مرد هر روزیم. چون روزها برای ما یه چیز ثابتن و لحظه سال نو برامون فرقی با سایر اوقات نداره.
- هر وقتی، هر تغییری رو خواستیم دادیم. نه گ
هوالرئوف الرحیم
عصر یه دل سیر خوابیدم. موش کوچولو به بغل.
بنابراین سرحال بودیم و عصر رفتیم بیرون.
دم مزار شهدا اذان شد رفتیم اونجا و فهمیدم که شب تولد موسی بن جعفر علیه السلام هست. برای اولین بار در حیات فسقلک نماز جماعت خوندم و به فال نیک گرفتم تقارنش رو با میلاد پدربزرگ جان.
بعد رفتیم و رفتیم و خیلی راحت از امام زاده صالح سر در آوردیم. ترافیک نبود. هوا عالی بود.
بهمون لقمه دادن روش نوشته بودن از طرف دوستداران امام هشتم.
اشکی ازمون در آورد چهار
دانلود مستند شوک چهارشنبه سوری 98 با لینک مستقیم و کیفیت بالا
لینک های دانلود اضافه شدند به صورت کامل
  
مستند شوک یکی از برنامه های صدا و سیما میباشد که هرساله کاربران زیادی را به خود جذب میکند . این برنامه تاثیر زیادی روی دیگران دارد . امیدوارم از این برنامه که برایتان قرار دادیم لذت ببرید 
ادامه مطلب
نمیدونم چرا امروز درست تا همین چند دقیقه پیش فک میکردم امروز سه شنبه است  درسته که روز ها و هفته ها و ماه هام مثل هم میگذرند اما حداقل همیشه میدونستم چند شنبه  است اما امروز روز ما گم کردم مثل تمام چیزهای دیگه ای که تو زندگیم گم کردم این اتفاق ساده مضحک نگرانم میکنه شاید خنده دار باشه اما نیست
جمعه های انتظار !
شاید جمعه فقط یک نشانه باشد از نبودت !
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه ، نیست!
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه ، نیامد!
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه ، کجاست؟!
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه ، الهی عظم البلا ...
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه ، آقا بچه های یمنی ...
شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج
❓اصلا
مگه میشه چهارشنبه باشه و تهران باشیمو حول و حوشِ 11 شب باشه و ما حرم سید
الکریم نباشیم؟! انگار چهارشنبه شب‌ها حضرت عبدالعظیم هم منتظرن از سمتِ
ضلعِ شرقیِ حرم، مشرّف بشیم و بعدش خادما حرمو می‌بندن. 
چهارشنبه‌ی این هفته
یکی از همسایه‌ها خبر دادن بدنه و شیشه‌ی ماشینِمونو با آشغال کثیف کردن!
رفتیم دیدیم علاوه بر اون، چهار چرخشم پنچره!! تعمیرکار که اومد گفت
پنچر نیس، چهار چرخو با چاقو چاک زدن و باید همه‌شو عوض کنیم! جناب سروان
صِدام
مدیریت استراتژیک سه شنبه 98/8/28 ساعت 8/30 صبح
بازاریابی بین المللی چهارشنبه 98/8/29 ساعت 8/30 صبح
بازاریابی و مدیریت بازار سه شنبه 98/8/29 ساعت 10/30 صبح
آموزش مهارتهای حرفه ای مدیریت بازرگانی چهارشنبه 98/8/29 ساعت 8/30 صبح
آشنایی با قوانین کسب و کار شنبه 98/9/2 ساعت 8/30 صبح
تجارت الکترونیک 1 یکشنبه 98/9/3 ساعت 8/30 صبح
سازمانهای پولی و مالی چهارشنبه 98/8/29 ساعت 10/30 صبح
مبانی بانکداری و مدیریت بانک یکشنبه 98/9/3 ساعت 10/30 صبح
مبانی مدیریت بازرگانی شنبه 98/9/2 ساعت 10/30 صبح
تجارت ب
دید وبازدید عید و سری زدیم به یکی از سادات محل
از باب خودشیرینی و محکم کردن پیوند میگم:
سید و شیخ شاخه های یه ریشه اند یه جورایی فامیلیم ها!
سید میخنده
داداشم میگم البته زحمتش مال ما شیخاست آقایی ش مال سادات!!
میگه خدارو شکر کنین چارشنبه نیست
رفقا از باب مزاح بهم میگن: سد چارشنبه
با خنده میگم حالا یکی از چهارشنبه هاتونو تعریف میکنین که حساب کار دستمون بیاد؟!
خاطره ای از جوونیاش تعریف کرد
گفتم: میگن هرروزتون نوروز باد، با این حساب ما عوام هر روز
2370 - در حالیکه دشمنان ملت ایران از طریق برخی مواجب‌بگیران خود مانند «مسیح علینژاد» چند سالیست با کمپین‌هایی مثل «چهارشنبه‌های سفید»، حجاب و عفت بانوان اصیل ایرانی را نشانه گرفته‌اند، اما در جریان وقوع سیل در برخی استان‌های ایران، تعدادی از نیروهای جهادی و بسیجی، با انتشار ویدئو و تصاویری در فضای مجازی، با ارسال پیامی کنایه‌آمیز به امثال علینژاد و طرفدارانش، از آغاز کمپین «چهارشنبه‌های گِلی» برای کمک‌رسانی به هم‌وطنان سیل زده خبر
88/8/8 را خاطرتون هست مصادف شده بود با سالروز ولادت امام هشتم یعنی امام رضای عزیزمون
2 روز دیگه 98/8/8 هم تقارن جالبی داره 
- روز بعد از سالروز شهادت امام رضا هست
- روز چهارشنبه است که چهارشنبه ها روز این امام بزرگوار و فرزند بزرگوارشون امام جواد و امام هادی و پدر بزرگوارشان امام موسی کاظم است.
از چهارشنبه اون هفته تا امروز به غیر از شنبه که ۲/۵ ساعت تلفنی صحبت میکردم و خونه بودم، درگیر بیرون رفتن و خرید عقد دوست و عقد دوست و خرید خونه و نوبت دندونپزشکی و رفتن به شهر مجاور گذشت
به استراحت و خواب زیاد نیاز دارم
خونه تکونی هنوز انجام نشده و ای کاش میشد کمکی زبر و زرنگی داشت که همپای من کار کنه
دانلود کتاب صوتی کار از کار گذشت اثر ژان پل سارتر
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
دانلود کتاب کار از کار گذشت | ژان پل سارتر | طاقچهtaaghche.com › داستان و رمان › رمانژان ‌پل سارتر (۱۹۸۰-۱۹۰۵)، نویسنده و فیلسوف فرانسوی است. «کار از کار گذشت» درباره زن و مردی است که همدیگر را نمی‌شناسند، جدا از هم و به دلایلی متفاوت می‌میرند و در ... رتبه: ۴٫۸ - ‏۲۰ رأیوارد نشده: اثر ‏| باید شامل این عبارت باشد: اثر
دانلود رایگان کتاب کار از کار گذشت از ژان پل سارتر | جنگلبانjangal
همه‌ی روزا میتونن تکراری باشند ، چیزی که اونا رو خاص میکنه طرز فکر ماست.
برای مثال صبح طبق معمول چهارشنبه‌ست و من از خواب بیدار میشم و اماده میشم تا مثل تمام روزها برم مدرسه ، حالا چی این وسط تغییر کرده و یا خاص شده برام؟!
 
صبح یه چهارشنبه معمولی نیست.
اولین کوییز ریاضی رو دارم که میتونه منو به چالش بکشه. راستش هیچوقت به اندازه الان به ریاضی اهمیت ندادم ، همیشه برام یه درس مسخره و حوصله‌سر بر بوده 
اما صبح فرق میکنه! 
علاوه بر اون بعد از مدرس
به اطلاع دانشجویان محترم می رساند جلسه کلاس جبرانی مربوط به درس ماشین های الکتریکی 1 روز چهارشنبه 6 آذرماه از ساعت 09:30 تا 11:30 برگزار خواهد شد.
لازم به ذکر است کلاس فوق جبرانی بوده و کلاس اصلی درس مطابق برنامه آموزشی چهارشنبه ساعت 12 تا 13:30 برگزار خواهد شد. 
اگر شما بخواهید یک لیست از کارهایی که نباید انجام داد تا به محیط زیست آسیب وارد شود تهیه کنید بدون شک تمامی کارهایی که به غلط ما در چهارشنبه سوری انجام می دهیم در آن لیست پیدا خواهد شد. از دود ناشی از آتش زدن پلاستیک و کاغذ و چوب و لاستیک گرفته تا بقایا و زباله هایی که از این شب به یادگار می گذاریم و درست زمانی که از پایان این جشن باستانی ابراز شادمانی می کنیم افرادی برای آنچه ما جشن گرفته ایم باید شبانه روز تلاش کنند تا تنها بتوانند خسارات بصر
طول دوره : 16 ساعت
مدرس: استاد جمالی
برنامه زمانی: 
جلسه اول چهارشنبه 8 اسفند ساعت 9 الی 13
جلسه دوم چهارشنبه 15 اسفند ساعت 9 الی 13
جلسه سوم پنج شنبه 16 اسفند ساعت 9 الی 13
جلسه چهارم چهارشنبه 22 اسفند ساعت 9 الی 13
محل برگزاری: 
امیر آباد شمالی، بالاتر از بزرگراه جلال آل احمد، پردیس شماره دو دانشکده های فنی دانشگاه تهران، انستیتو مهندسی نفت
هزینه ثبت نام: 
دانشجویان: 80 هزار تومان
سایر: 120 هزار تومان
برای ثبت نام روی لینک زیر کلیک نمایید:
لینک ثبت نام در د
الان از نیمه شب چهارشنبه گذشته وارد پنج شنبه شدیم. صبح چهارشنبه رفتم چهارباغ... ف رو دیدم... توی یه کافه نشستیم و کلی گپ زدیم... حرفهای خوبی زدیم... راههای برام گشوده شد ...
بعداز ظهر هم رفتم بعد از چند هفته سری به ریحانه زدم...
شب هم کتاب خوندم... خسته و گیج بودم ولی باید یه کاری کرد...
چقدر خوب شد برام عکس فرستاده بودی آخر شبیه... چقدر خوب شد صدات رو شنیدم...تعطیلات کریسمسه... ما اینجا گیر افتادیم توی هوای آلوده...
دلم گرمه به بودنت
گزارش فروش سینمای ایران در هفته‌ای که گذشت/آغاز خوب «خانه پدری»؛ غنی‌زاده مچ مهدویان را دوباره خواباند
اکران سینمای ایران در آخرین روزهای مهر و اولین روزهای آبان در حالی پیگیری شد که «مسخره باز» برای دومین هفته صدرنشین گیشه ماند و فیلم سینمایی «خانه پدری» هم از توقیف درآمد و اکران شد.به جز «خانه پدری»، «هزارتو» با نام قدیمی «لابیرنت» به کارگردانی امیرحسین ترابی دیگر مهمان تازه اکران است که از روز چهارشنبه اول آبان روانه پرده شده است، فی
باسمه تعالی
در طی روزهای جاری، روزحضور  اینجانب به قرار زیر است:
دوشنبه 17 تیرماه
چهارشنبه 19 تیرماه
چهارشنبه 26 تیرماه
لیست فوق به روز می شود.
با توجه به این که کارهای مختلفی در روز حضورم برنامه ریزی می شود، در صورت نیاز به جلسه، از طریق ایمیل هماهنگی بفرمایید.
http://m-rajabzadeh.blog.ir/page/Contact_me__About_me
اقا من به طور خیلی خیلی وحشتناکی پنج روز رو تو کل سال دوست دارم دوست که نه در واقع عاشق این پنج روزم 
اگه هر کسی هم باعث بشه این پنج روز ثانیه ای داغون بشم تا چندین سال بعدش تو ذهنم حک میشه اون رفتارش و دیوونم میکنه و خب تا حالا هیچ وقت نشده بدون داغون شدن این روزا رو بگذرونم اما خب بازم عاشقشونم 
یکی از اون پنج روز چهارشنبه سوریه اه
درستش این بود که من الان از ذوق ناشی از فردا شب در حال متلاشی شدن باشم نه اینکه یه پست مملوء از غر رو بنویسم
تازه ه
به اطلاع دانشجویان محترم می رساند تمامی کلاس های اینجانب روز چهارشنبه 22 اسفندماه برگزار نخواهد شد و برنامه برگزاری کلاس های جبرانی متعاقبا اعلام خواهد شد.
تاکید می گردد صرفا کلاس های روز چهارشنبه که مربوط به اینجانب می باشد برگزار نخواهد شد و سایر کلاس ها مطابق برنامه اعلام شده برگزار خواهد گردید.
تاریخچه چهارشنبه سوری بسیار کهن است و اولین جشن از مجموعه جشن ها ومناسبت های نوروز محسوب می شود.یکی از مهمترین نکات در زمینه تاریخچه چهارشنبه سوری این است کهزمان این جشن قبل از اسلام در اواخر زمستان و هنگامی که زمین در حال گرم شدن است بوده وپس از اسلام این جشن در شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می شده است.
تمام ایرانیان به طور کلی با جشن چهارشنبه سوری آشنا هستند وهر سال در شب چهارشنبه سوری به برپایی این جشن می پردازند.در این شب ایرانیان آتشی را
امسال اولین سالى بود که هیچ ترقه اى نزدم :) اما خب واقعا از این موضوع بسى خرسندم که خونمون پایین میدونى که تو این جور مراسم ها سنگ تموم میزاره :/ از بزن برقصش بگیر تا خفن ترین ترقه هاى پر صدا واقعا این همه انرژى رو از کجا میارن تا دوازده اخه داداشام :/ 
چهارشنبه سوریتون خیلى مبارک باشه ( با تاخیرات فراوان ) 
کمتر از بیست و چهار ساعت تا تحویل سال مونده ، دم اخرى اگه بدى دیدین حلال کنید دیگه :) و پاى این بزارین از  خامى هاى نوجونى دیگه
 اگه حرفى سختى
 
✅آزمونهای پایانی تربیت معلم روخوانی قواعد روخوانی دوشنبه   ۹۸/۱۰/۴
آیین دانشوری  سه شنبه  ۹۸/۱۰/۱۰
فنون سخنوری  دوشنبه   ۹۸/۱۰/۱۶
احکام      چهارشنبه     ۹۸/۱۰/۱۸
درآمدی برعلوم قرآنی دوشنبه  ۹۸/۱۰/۲۳
رسم المصحف  چهارشنبه   ۹۸/۱۰/۲۵
کانال خبرهای بروز موسسه قرآنی شیفتگان وحی♦پیام رسان سروشhttps://sapp.ir/shifteganvahy♦پیام رسان ایتاhttps://eitaa.com/qom_02537233390
نزدیڪ به آخـرِ هفته وآسایشِ روزهایِ شلوغ اند!
بعضی از آدم ها مثلِ چـهـارشنبه اند...
دوست داشتنی باعثِ آرامشِ روزهای شلوغ
و یڪ جور حالِ عجیب را در دل احیا می کنند!
شاید ما هم چهارشنبه ڪسی باشیم...
حواسمان به چهارشنبه‌هاے
زندگیمان_باشد!
#صبحتون_عاشقانه❤️✨❤️@hamed_shahi5
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
چهارشنبه سوری یکی از جشن های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه
شنبه شب) برگزار می شود.در شاهنامهٔ فردوسی اشاره هایی درباره بزم
چهارشنبه ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهندهٔ کهن بودن این جشن
است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان
ایران زنده نگاه داشته شده است.واژهٔ «چهارشنبه سوری» از دو واژه
چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته
شده است. مردم زمان غروب آفتاب آت
رسولخدا ص فرمود بر شما باد بگذشت زیرا گذشت جز عزت بنده را نیفزابد و از دبگر بگذریدتا خداشما را عزیز کند امام باقر ع فرموده پشبمانی از گذشت بهتر واسانتراست تا پشیمانی از کیفر  شرح یعنی اگر شخصی را که بتو ستمی کرده بود بخسیدی و از اودر گذشتی سپس دانستی که ان گذشت مورد نداشته زیرا ان ستمگر متنبه نگشت و از گذشت خود پشیمان شدی این پشیمانی بهتر و اسانتر است از موردیکه ستمگر را مجازات کنی وسپس بفهمی اگر ازاو میگذشتی و اورامیبخشیدی. بهتر بود
بر اساس گزارش رسمی هند، ۲۳ نفر از یک گروه گردشگر ایتالیایی که ماه گذشته میلادی وارد این کشور شده‌ بودند، مورد آزمایش قرار گرفته و ۱۷ نفر آنها مبتلا به کرونا تشخیص داده شدند.
آلمان نیز چهارشنبه اعلام کرد با افزایش ۴۴ مورد قطعی، شمار مبتلایان به کرونا در این کشور به ۲۴۰ نفر رسید.
تاکنون حداقل بیش از ۹۴ هزار نفر در جهان مبتلا به کرونا شده و سه هزار و ۲۱۹ نفر جان خود را از دست داده‌اند.
عراق نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که اولین مورد فوتی از کرونا ر
خب دوباره فصل امتحانات پایان ترم فرا رسید.
هفته بعد شنبه شروع میشه به مدت دو هفته.
محمد جان!
اردوجهادی عید میخوای بری یا نه؟
خادم الشهدا میخوای بری یا نه؟
میخوای 6بهمن تا9بهمن بری مشهد یا نه؟
همش و همش در گرو همین نتایج امتحاناتته.
پس از الان به مدت دو هفته بکوب بچسب به درس.
شب امتحانی بخون و نمره بگیر.
 
یه نگاه به برنامه امتحانی:
شنبه 10/21  مدار2 / کاربرد فناوری
یکشنبه
دوشنبه 10/23  کنترل خطی
سه شنبه
چهارشنبه 10/25  الک صنعتی
پنج شنبه  10/26  مبانی تحقی
فروردین همه‌ش م.ح.ز حضور داشت
آلبرت برگشت و حرف میزدیم و کمک و راهنمایی
فروردین بیشتر به خواب گذاشت
فروردین به فیلم دیدن گذشت
فروردین به حدودی کتاب خوندن گذشت.
فروردین شروع شد به شروع فوتوشاپ
فروردین شروع شد به دیجیتال مارکتینگ
فروردین گذشت به شروع سخر خیزی و چه شیرین بود...
فروردین گذشت به درس های آنلاین،
فایل های زیاد مجازی
فروردین بیشتر صحبت با محمدرضا و آلبرت بود و بد هم نبود
فروردین شروع شد به تولد موضوع پروژه طراحی ایجاد.
فروردینِ استر
روز‌های تعطیل، روز‌های مناسبی برای پست کردن نیستن. چون مخاطبان مشغول کار‌های خودشون یا استراحت و خوش‌گذرونی هستن.
بهترین زمان (در اکثر شبکه‌ها) در طول هفته، زمان استراحت و ناهاره.
بهترین زمان پست گذاشتن تو اکثر شبکه های اجتماعی، چهارشنبه ها و پنجشنبه هاست. 
اما لینکدین چهارشنبه ها 
و توئیتر جمعه ها. (برخلاف شبکه های اجتماعی دیگه)
سلام
چهارشنبه رسید ایران.. خیلی خبر خوبی بود و من دل تو دلم نبود که ببینمش اما خب گفتم ادمی که از سفر میاد یه چند روزی زمان نیاز داره برای ریکاوری!
همون چهارشنبه تلفنی صحبت کردیم و قرار شد تو هفته اینده باهم هماهنگ شیم و قرار بذاریم.. اما خب من خیلی دلتنگش بودم..
دیروز از ظهر با بچه ها بیرون بودیم و مشغول خرید برای یکی از بچه ها .. و چون شب اول ماه رجب بود گفتم برای غروب بریم حرم حضرت عبدالعظیم زیارت..
رسیده بودیم اونجا و مشغول زیارت بودیم که تلگرام
تعطیلات خیلی خوبی داشتم. آنقدر خوب که از تمام شدنش خیلی ناراحت شدم؛
کلی برنامه‌ریزی کردم که به کارهایم برسم، و تقریبا هیچ کدام را انجام ندادم :) عوضش خیلی خوش گذشت و پشیمان نیستم. خیلی خوب بود. این را مینویسم که یادم باشد چقدر چهارشنبه و پنج‌شنبه و جمعه و شنبه خوب بودند؛ مینویسم که اگر روزی ناراحت بودم این را بخوانم و خوبی ها یادم بیاید.
 
+چند تا چیز دیگه هم میخواستم بنویسم که طبق معمول یادم رفت. 
میتونم اینم بگم:
خواب من روی کتاب و صفحات باقی/
با سلام و روز بخیر
- جلسه معارفه برای آزمونهای پری کلینیک آزمون ملی در روز چهارشنبه مورخ ۹۸/۰۹/۲۰ در دانشکده دندانپزشکی برگزار میشود.
- حضور در جلسه اجباری می‌باشد.
- تاریخ جلسه معارفه در روز چهارشنبه تعیین شده ولی امکان عقب افتادن هم از طرف بخش ها وجود داره که خبر قطعی رو براتون تا دوشنبه همین هفته میگیرم.
پس لطفاً آمادگی حضور در جلسه را داشته باشید.
با سلام و روز بخیر
- جلسه معارفه برای آزمونهای پری کلینیک آزمون ملی در روز چهارشنبه مورخ ۹۸/۰۹/۲۰ در دانشکده دندانپزشکی برگزار میشود.
- حضور در جلسه اجباری می‌باشد.
- تاریخ جلسه معارفه در روز چهارشنبه تعیین شده ولی امکان عقب افتادن هم از طرف بخش ها وجود داره که خبر قطعی رو براتون تا دوشنبه همین هفته میگیرم.
پس لطفاً آمادگی حضور در جلسه را داشته باشید.
قلبم داره میاد تو دهنم:( هنوز دارم گریه مبکنم
دندون 5ام شکست:(از دیستالش (خلفش)
دکتر برای چهارشنبه نوبت داشتم ، زنگ زدم گف اگه کنسلی بود خبر میدم
دارم میمیرم...اگه این مشکل برای بقیه دندونام پیش بیاد چی؟
×تروخداااااااااا اگه روی دندوناتون لکه سفید گچی دیدین برین دکتر حتما....ظاهر دندونم کاملاااااا سالم بود فقط همون قسمتش سفید شده بود که قرار بود چهارشنبه...:(
توی عکسمم یکم پوسیدگی نزدیکه عصبه میترسم اندو بخواد
امروز جمعه ۲۸ تیر است... بعد از دقیقا دو ماه و نیم شکست من در مقابل تو. باید به این اعتراف کنم که من از همان جمعه ای که تو را دیدم در مقابلت مغلوب شدم و این اشتباه بود. گاهی این احساس شکست پررنگ و کمرنگ می شد اما بود. همیشه بود. در پست قبل نوشتم که ۲۶م، یا آخرین چهارشنبه ی بی توست و یا دیگر همه ی چهارشنبه ها بدون تو می گذرند. اشتباه می کردم. چهارشنبه با تو سپری شد و من اصلا حواسم به این موضوع نبود. از چهارشنبه یک صحنه را به خاطر می سپارم و آن هم لحظه ای
دیشب واسه اولین بار در عمرم چهارشنبه سوری داشتم! البته از نوع خانوادگی و سالمش بود! کلی خوش گذشت ^_^
روز مرد رو به آقایون داداشا تبریک میگم و آرزو میکنم اگه پدر نیستید ایشالا بشید :)
وای که چقدر همه جا پر از حس خوبه!! انرررررژیه که از سر و روی شهر و آدما میباره! خیلی عید امسال برام شیرین و هیجان انگیزه! الهی هوای دلمون همیشه مثل عید، بهاری و تازه باشه و همه سرحال و سر کیف باشن ^__^
نه به آجیل!
نه به ماهی!
نه به سبزه!
این شعار رو امسال ما عملی کردیم و هیچ
به گزارش کانال_عرضه_اولیه در پی خبر عرضه اولیه 10% از سهام شرکت #سرمایه_گذاری_صدر_تأمین  با نماد تاصیکو در خبرگزاری ها و سایت ها و فضای مجازی و همچنین مدیر عامل این شرکت برای روز چهارشنبه این هفته، و با توجه به عدم درج آگهی آن که طبق قانون 48 ساعت قبل از روز عرضه باید انجام گیرد و با توجه به بزرگی این سهم و تاثیر آن بر بازار، تلاش های ما در خصوص انجام و یا عدم انجام عرضه بالاخره نتیجه داد و طی گفتگوی کوتاه کانال_عرضه_اولیه با جناب مهدی پارچینی سرپر
کاهش ساعت کاری ادارات دولتی در روزهای پس از شب‌های قدر
ساعت کاری سازمان‌های دولتی در روز‌های شنبه و چهارشنبه هفته آینده مطابق با 19 و 23 رمضان با 2 ساعت تأخیر آغاز می‌شود.

به گزارش ندای زرند  بر اساس مصوبه هیئت وزیران و مطابق روال همه ساله، زمان شروع کار کلیه وزارتخانه ها، سازمان ها، شرکت‌ها و مؤسسات دولتی در روز‌های شنبه و چهارشنبه مورخ 4 و 8 خرداد ماه برابر با نوزدهم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان با دو ساعت تأخیر تعیین می‌گردد.

انتهای پیام
وابستگی
دلبستگی
وارستگی / بلوغ احساسی /آغاز خود عشق ورزی / کنده شدن از موانع 
تلنگرهای زیادی در این چند سال خوردم . از کسانی که بینهایت دوست شون داشتم و دارم .
 
حالا دارم فکر میکنم .
اولی گذشت . سخت گذشت اما گذشت . سپردم اش به زمان .
دومی گذشت .اونم سخت بود و شوکه آور . سپردم اش به زمان .
و این آخری که سخت ترین هست هم خواهد گذشت ...
رنج آدم را پخته میکنه . بخصوص وقتی دلش میشکنه و میشکنه و میشکنه . 
حالا با خودم میگم عجب احمقی بودم که اجازه دادم آدم ها با د
دقیقا چند سال پیش بود‌‌...
بهمن ماه...
تعداد خواب های واقعی یا به نگاه دین، رویاهای صادقانه، بیشتر شده بود...
با مرگ دوستم شروع شد و به...
یادم نیست به چی ختم شد.
اون زمان دانشجو بودم، حاج اقای دانشگاه میگفت احتمالا غلبه شیطانی هست که خواب های واقعی میبینی، خواب هایی که واقعا اذیتم میکرد...
گذشت و گذشت و گذشت تا با یه سری از ادعیه و این چیزها بهتر شدم، تا این چند روز...
انگار دوباره رویاهای صادقه برگشتند...
عزیزم مائده سلام ؛ این هم آزمون 17آبان و این دوهفته هم گذشت...
امروز سایت کانون بازیش گرفته بود و پاسخ تشریحی را دقایقی پیش توانستم دانلود کنم ، میخواستم بروم و مهسا را ببینم اما به بهانه تحلیل نرفتم و تحلیل هم که نشد انجام دهم ، بهرحال...چهارشنبه میروم و شاید به خاطر اینکه اینقدر خوب است در آغوش بکشمش.
صبح مریم مریض بود و نیامد و راستش را بخواهید یکمی خوشحال شدم..دلم تنهایی میخواست! پدرش آمد دنبالم و باهم تا حوزه شکیلا گوش دادیم:))
آخر آزمون مهسا
{حکایات و تشرّفات - شماره 28}
 
ملاقات امام زمان با دلاک
 
سید محمد موسوی رضوی نجفی از شیخ باقر بن شیخ هادی کاظمی نقل کرد: شخص صادقی که دلاک بود و پدر پیری داشت که در خدمتگزاری به او کوتاهی نمیکرد. حتی آنکه برای پدر آب در مستراح حاضر میکرد و منتظر می ایستاد که او بیرون آید و به مکانش برساند. همیشه مواظب خدمت او بود مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله میرفت.
تا اینکه مسجد رفتن را ترک نمود. علت ترک کردن مسجد را از او جویا شدم. گفت: چهل شب چهارشنبه به مسج
تو تلگرام یه کانالی دیده بودم که محتواش اعلام روزای هفته بود:
امروز چهارشنبه س. 
امروز پنجشنبه س. 
اونموقع مثل خیلی ها گفتم چه مسخره خب، ولی ته ذهنم یه چیزی بهم میگفت نه یه چیزی داره توش، 
امروز که تمام روز منتظر ساعت چهار بودم تا برم کلاس فلسفه و از دست درسا خلاص کنم خودمو(چه خلاصی ای، ملت میرن یه بغلی، یه قدمی، یه سلامی، یه علیکی، منم منتظرم از چاه دربیام برم تو اقیانوس)، وقتی رسیدم اونجا منشی یه نگاه عجیبی بهم انداخت و مجبور شدم خودمو معرفی
دلم لک زده برای اینجا نوشتن اما اونقدررر درگیر زندگی م که نمیرسم 
نصفه شبه و من زیر کولر دراز کشیدم مدتهاس شبها دیر و سخت خوابم میبره ...اینروزا دقیقا سالگرد اون روزای کذایی ه . پارسال همچین شبایی دلم خون بود سرد بود تاریک بود شکسته بود ... روزایی بدی بود ...یکسال گذشت و چقدر زندگی بالا و پایین داره ... یادتونه؟اون روزهامو یادتونه؟؟ چرا مرور میکنم؟ از اینجا حذفشون کردم که نخونمشون . چرا نمیذارم اون زخم ها خوب شن؟ مگه با عماد قرار نذاشتیم حرف اون ر
رمضان هم گذشت...
یادمه بچه که بودم، داداش بزرگه میگفت عید فطر که میشه،  وقتی میگن الحمدلله علی ما هدانا و الی اخر، انگار یه پارچ آب یخ رو سر آدم خالی میکنن که ایوای! رمضان هم گذشت... 
انگار کم کم دارن آب یخ رو سرم خالی میکنن
رمضان هم گذشت و من آدم نشدم
اصلا نفهمیدم چی بود، چی شد! 
به قول استاد بخشی اصلا اینجا کجاست؟ من کی ام؟؟ تو کی هستی؟؟ (اینقدر من در درک عظمت این ماه نابودم!)
خدایا من که نفهمیدم چی شد و چی بود که گذشت، ولی تو به حق حسینت نذار دست خ
 
زهرای بابا سلام
امروز 20 ماه می شود که از پیش ما رفته ای. برابر همه روزهایی که اینجا پیش ما بودی و به زندگمیان شادی بخشیدی. این 20 ماه عمر شیرینت برای ما زود گذشت خیلی زود اما 20 ماه نبودنت هم زود گذشت آن قدر زود که باورمان نمی شود 20 ماه است که پرکشیده ای. زود گذشت اما به تلخی. آن قدر تلخ که گاهی شیرینی بودنت را از یاد می بریم
 
سهم من از تو عکس هایی شده است که نبودنت را به من یادآوری می کند
سهم من از تو عکس هایی شده است که نبودنت را به من یادآوری می کن
آخر این چهارشنبه‌های طلایی هم می‌رود می‌نشیند کنار تلگرام طلایی، چون زود معلوم می‌شود دوپینگ کرده‌اند، طلایشان را زود پس می‌گیرند. دروغگو کم‌حافظه است این‌ها همان کسانی هستند که فیلم قلاده‌های طلا را ساختند تا بگویند ما از آن طرف آب، طلا و از این طرف آب طلاق گرفته‌ایم. گفتند می‌بینید طلا چه قدر بد است؟ با این که گنبد طلا را می‌دیدند گفتند طلا بد است‌. حالا که حال طلا جانشان خوب شده، کیمیاگری شغل انبیا شده است. با پول طلای سیاه چهارشن
اخیشش،امروز بخیر گذشت
امتحان خوب بود....خیالمون راحت شد ولی فهمیدیم که بچه های عزیز،چندین گروهِ سکرتی طور دارن که در طی پیدا کردن جوابهای سوال های بایومکانیک،توسط دوستان پیگیر،برملاشداره جانِ جانان ها....هرجی هست،هرمشکلی هست،بین ایرانیا هست و بس.وگرنه بچه های خارجیمون که اصلا صداشونم درنمیاد بدبختا....
حالا منکه اصلا برام مهم نیست خدایی،اخه میگم همین گروه اولیه مگه چه گلی به سرمن زده که بقیه نزده باشن؟ولی بعضی از بچه ها خیلییی شاکی شدناااا
با سلام
آموزشگاه میلانا:چهارشنبه 10بهمن 97 ساعت هشت و نیم صبح در آموزشگاه میلانا.
آموزشگاه حجار: چهارشنبه 10بهمن 97 ساعت هشت و نیم صبح در آموزشگاه حجار.
آموزشگاه ماهوت:شنبه 13بهمن 97 ساعت هشت ونیم صبح در آموزشگاه ماهوت.
نارسیس: عکاس دیجیتال:چهارشنبه 10بهمن 97 ساعت نه صبح(با دوربین) در مرکز فنی و حرفه ای تنکابن.
نارسیس:حسابدار مالی 2نفر و حقوق و دستمزد 1نفر: (کاغذ a4 و برگه های لازم و ماشین حساب آورده شود.)یکشنبه 14 بهمن ساعت 9صبح.در مرکز فنی و حرفه ای تنکاب
داشتم درس میخوندم‌.
صداش اومد که داشت می‌پرسید (کسی با من میاد بریم خرید؟)
صدای برخورد قطره های بارون به پنجره اتاق دیونه‌ام کرده بود.
سریع از پشت میز بلند شدم و گفتم، بریم؟!
و راهی فروشگاه لوازم التحریر شدیم.
بارون هر چند نم نم، اما دلچسب بود.
خوش گذشت.
ولی از درسم عقب موندم.
خیلی عقب.
یک کتاب ۳۵۰ تا صفحه‌ایی و امتحان که روز چهارشنبه خواهیم نوشت.
کتاب، داستان بدی داره، خیلی بد.
هر سری که رفتم سراغش، چون سرنوشت دخترک کم و بیش شبیه منه، درد های ع
جلسه معارفه پره کلینیک آزمون ملی دندانپزشکی، به روزهای دوشنبه ۹۸/۰۹/۲۵ و چهارشنبه ۹۸/۰۹/۲۷ موکول شد.
» روز دوشنبه ساعت ۱۰:۴۵
» روز چهارشنبه ساعت ۸:۴۵
» لطفاً روپوش به همراه داشته باشید.
» تاریخ امتحانات در جلسه معارفه اعلام خواهد شد، پس لطفاً تمام وسایل و دندانهای مورد نیاز برای آزمون هر بخش را تهیه کرده و آماده داشته باشید. ممنون
-این روزها پرم از حس خوب، حال خوب و افکار خوب و میتونم بگم 80 درصدش بخاطر کتابهاییست که خوندم و روم اثر مثبت گذاشته، کاشکی همتون مثل من میبودید و این حس عالی رو تجربه میکردید، حسی عاری از سرزنش کردن و غر زدن. حسی که فقط میبردت رو به جلو جلوتر از رویاهای زیبایی که در سر داری
- پنج ترم از شروع کلاس زبانم گذشت ( از ترم 9 شروع کردم) و توی این پنج ترم غیر از یکیش که مشترکن با سیامک اول شدیم، تاپ استیودنت شدم و الان بی صبرانه منتظرم چهارشنبه بشه و برم ببین
مرحوم محمد علی خانی، پیشکسوت انقلابی، بسیجی سر افراز و فعال در عرصه ی اجتماعی در روز دوشنبه 15 مهر 98 بر اثر حادثه تصادف دار فانی را وداع گفت. به همین مناسبت مراسم سومین روز در گذشت این مرحوم شامگاه چهارشنبه 17 مهر 98 در مصلی نماز جمعه برگزار شد. متن سخنرانی امام جمعه حبیب آباد را در این مراسم در ادامه با هم می خوانیم.

به گزارش عصرحباد؛ حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مومنی امام جمعه حبیب آباد شامگاه چهارشنبه مورخ : 98/7/17 در مراسم یادبود سومین روز د
روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد، گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد!
 
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوساله راهنمای گله، آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند!
ادامه مطلب
اقتصادنیوز: امروز چهارشنبه ۱۱ دی در بازار داخلی طلا و ارز شاهد ثابت نسبی قیمت‌ها پس از روزها و ماه‌های پرالتهاب شد. قیمت هرگرم طلای ۱۸ عیار در بازار تهران که مرز روانی روزهای قبلی خود را شکست بود و از ۴۷۰ هزار تومان برای هر گرم پیشی گرفت بود امروز بدون تغییر ۴۷۶ هزارتومان معامله شد. همچنین قیمت سکه تمام هم چهارمیلیون و ششصدهزار تومان معامله شد.
به گزارش اقتصادنیوز، امروز چهارشنبه ۱۱ دی سکه طرح جدید به 4 میلیون و 659 هزار تومان و سکه طرح قدیم 4
به گزارش همشهری آنلاین، ایسنا به نقل از آسوشیتدپرس نوشت که، سفر برنامه ریزی شدهرجب طیب اردوغان، مهتر جمهور ترکیه به واشنگتن در پی رای مجلس نمایندگان آمریکا با شعار تحریم ترکیه و به رسمیت باز شناختن جنایت ارامنه بوسیله عنوان نسل کشی در هاله ای از ابهام قرار خمود بود. این موارد خشم اردوغان را برانگیخت ولی دکه اردوغان در بیانیه ای اعلام کرد، رهبران آمریکا و ترکیه چهارشنبه ۱۵ آبان تو تماسی تلفنی "مداومت کردند که آن ها چهارشنبه (۱۳ نوامبر) با
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر میدانستم پاداش این روزهای سختی که گذارندم چنین روزهای شیرینی است، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال میل به  آغوش میکشیدم ... 
این روزها انقدر شیرین است که وقتی به گذشته ای که گذشت مینگرم با لخند میگویم چه خوب گذشت :) 
غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش با اشاره به جلسه امروز چهارشنبه یکم آبان این شورا گفت: «در جلسه امروز شورای صنفی نمایش مقرر شد تا فیلم سینمایی «مطرب» به کارگردانی مصطفی کیایی از چهارشنبه ۸ آبان در گروه سینمایی ایران اکران شود. «سمفونی نهم» به کارگردانی محمدرضا هنرمند در گروه سینمایی فرهنگ از پانزدهم آبان اکران می شود، همچنین فیلم «تورنادو» به کارگردانی جواد هاشمی از پانزدهم آبان در گروه سینمایی آزاد و ادامه نمایش آن در سرگروه زندگی
الان 5 روزه هواپیما توسط پدافند ایران مورد اصابت قرار گرفته و همه سرنشینان کشته شدند،
همه ما از این حادثه به شدت ناراحت شدیم و براشون گریه کردیم،،
ولی اینجای قضیه برام سواله که چرا از دیروز همه ی پستهای اینستاگرام غم زده شده؟؟
اگه واقعا از دست دادن یک هموطن براتون غم انگیز بود چرا همون چهارشنبه پست نزدین؟ چرا چهارشنبه نگفتین بسیار غمگینیم؟؟
واقعا متاسفم برای بعضی نگرش ها
مشخصه که ماهیت مرگ و از دست دادن این افراد براشون مهم نیست،
در هر صورت
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر میدونستم پاداش این روزهای سختی که گذروندم چنین روزهای شیرینی، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال میل به  آغوش میکشیدم ... 
این روزها انقدر شیرینه که وقتی به گذشته ای که گذشت نگاه میکنم با لبخند میگم چه خوب گذشت :) 
چهارشنبه سوری همیشه این پیام رو با خودش داره که یک عده، کاه مغز هیچ وقت نمیخوان خودشون رو رشد بِدَن
دوست دارن تو همون احوالات پارینه سنگی بمونن
همین الان با صدای یه انفجار جگرم به دو نیم شد
آخه حداقل همون آیین مثلا چهارشنبه سوری رو هم به جا نمیارن
شده میدون جنگ
جنگی که تمومی نداره، جنگ و مسابقه‌ ی کی از همه جاهل‌تره
سیامند رحمان در گذشت .
سیامند رحمان قهرمان وزنه برداری پاراالمپیک جهان و رکوردار این رشته ساعاتی پیش بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 
رحمان اهل آذربایجان غربی و ۳۱ سال از سنش می گذشت که در روز یکشنبه ۱۱اسفند ۹۸ جان به جان آفرین تسلیم کرد. 
 
سیامند رحمان در گذشت .
سیامند رحمان قهرمان وزنه برداری پاراالمپیک جهان و رکوردار این رشته ساعاتی پیش بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 
رحمان اهل آذربایجان غربی و ۳۱ سال از سنش می گذشت که در روز یکشنبه ۱۱اسفند ۹۸ جان به جان آفرین تسلیم کرد. 
 
به نقل از سایت مشاوره کیفری دینا ، جرایم به طور کلی به دو دسته قابل گذشت و غیر قابل گذشت تقسیم می شود گذشت شاکی در جرایم غیر قابل گذشت در عدم تعقیب یا عدم رسیدگی به این جرایم اثر نخواهد داشت و گذشت شاکی در اینگونه جرایم ممکن است نهایت به تخفیف مجازات ، تعویق صدور حکم و تعلیق صدور حکم و همچنین از شرایط معافیت از کیفر و غیره محسوب شود . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد گذشت شاکی در جرایم غیر قابل گذشت بر روی لینک زیر کلیک کنید :
 
 
www.heyvalaw.com/
چهارشنبه بود که بعد از کلاس ضمنخدمت تصمیم گرفتم تنهایی تا کافهای قدم بزنم. با اینکه کفشم مناسب نبود، لباس فرم پوشیده بودم و بارون هم میبارید. وقتی به کافه رسیدم دوتا از همکلاسیهای قدیمم رو دیدم که هر دوتا پرستار بودن. یکی شون همکلاسی راهنمایی و یکی هم همکلاسی دبیرستانم بود. در واقع باهم همکار بودن، سالها بود ندیده بودمشون و حالا که میدیدمشون از من پیج شاد اینستاگرام و درس خون بودن دوران دبیرستانم رو به خاطر داشتن. درحالی که من خودِ  بیست و ش
پس از اینکه اعلام شد عرضه اولیه دو شرکت صنعتی دوده فام با نماد شصدف و تامین سرمایه ملت تا پایان سال ۹۸ انجام می‌شود و نماد پتروشیمی تندگویان در بازار دوم فرابورس برای عرضه اولیه درج شد، این بار معاون بازار شرکت فرابورس از عرضه اولیه پنج شرکت فرابورسی تا پایان سال خبر داد.
 
 عرضه اولیه های شصدف و تملت چهارشنبه می‌آیند
 
روز چهارشنبه قرار است دو نماد در بورس و فرابورس عرضه اولیه شوند، بر اساس محاسبات انجام شده، میزان نقدینگی مورد نیاز برای
نزدیک دوسال از آخرین پستم میگذره.... دوسالی که تو یه چشم بهم زدن گذشت و از طرفی زندگیم رو هم زیر و رو کرد...مهر تا آذر 97 سختترین روزای زندگیم بود... روزایی که باید یه تصمیم مهم میگرفتم و وسط یه دوراهی سخت گیر کرده بودم... یه طرفش دلم بود و کلی خاطره.. یه طرفش عقلم بود و یه اینده ی شاید خوب.... اولش راه دوم رو انتخاب کردم... ولی هرچی که گذشت دیدم من آدم دست کشیدن از دلم نیستم.... روزایی که جز گریه و دعا هیچ کاری ازم برنمیومد و فک میکردم که باید تسلیم سرنوشتم
مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد...تا یار که را خواهد!
اتند اطفال قند عسلمون رو کرد بهم و گفت فردا فلان مبحث رو بخون واسه کنفرانس...گفتم آقای دکتر خداییش این انصافه که وقتی ما استاجر بودیم فقط از استاجرا درس میپرسیدین و کنفرانس میخواستین،حالا هم که اینترن شدیم مدام به اینترنا اپروچ میکنین?...زد زیر خنده و گفت باشه پس یکی از استاجرا بخونه...گفتم تازه من چهارشنبه امتحان عفونی هم دارم.گفت جدی?گفتم آره...گفت پس از الان تا چهارشنبه آفی...
و من درحالی که اشک توی چشمام جمع شده بود کیفم رو برداشتم و تا درب ور
✍ . . چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری،یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروزبرگزار میشود مردم در این روز برای دفع شروبلا وبرآورده شدن آرزوهایشان برگزار میکنند.
یکی از آئین های سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. 
جشن سور از زمانهای بسیار دور درایران مرسوم بوده است.قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، وهر ماه ۳۰ روز بوده که هرکدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایرا
نوروز آمد ...
     چند تصویر از مراسم ویژه ای که به منظور گرامیداشت  آیین چهارشنبه سوری با اجرای برنامه های متنوع و شاد، با همکاری و مساعدت مسئولین محلی در روستای گندشمین (تابع اردبیل) که صبح روز چهارشنبه آخر سال1397 برگزار شده بود تقدیم می گردد.
 


ادامه مطلب
«بهترین پیشنهاد، تلاش برای برگرداندنِ جشن چهارشنبه سوری به وضعیت تاریخی و به‌ویژه محله‌ای خانوادگیِ آن است، یعنی هر چه گروه برپاکننده با هم آشناتر باشند و افراد مسن یا کودکان در برنامه حضور داشته باشند از شدت تندروی‌های جوانانه کاسته می‌شود و هدف جشن یعنی شادمانی، بهتر به دست می‌آید.»
به گزارش ایسنا، در متن پیشنهادی شبکه سمن‌های میراثی استان تهران، خطاب به شورای شهر تهران آمده است؛ «جشن چهارشنبه‌سوری از ارکان سنت بزرگ نوروزی است که
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز... پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز... پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
گمان کردیم همین که روسری نداشته باشیم دیگر حجاب نداریم اما فریبمان دادند، از چادر به‌سر کردن به چادر زدن رسیدیم. این بار نه سرمان بلکه فکر توی سرمان را داخل چادر، دست به سرمان کردند. آری ما عادت کرده‌ایم که سورمان، چهارشنبه‌هایمان، چهارشنبه‌های سفیدمان، آن همه تلاشمان برای برافراشتن نوروز و پرچم صلح، به همین راحتی یک تنه روز از نو و عزا شود. ارتجاع سرخ و سیاه، سفید را نیز به مداد رنگی‌هایمان اضافه کنیم. از چاهی به چاه دگر لِی‌‌لِی می‌ک
کلاس مجازی چهارشنبه 27 فروردین 
تدریس ها : 
زنگ اول هدیه : درس 8 هدیه های آسمان دوران غیبت
زنگ دوم ریاضی : تدریس صفحه ی 115 تا 117 کتاب ریاضی
 
 
تکلیف ها :درس هدیه ها : پاسخ سوالات  را از کتاب پیدا کن و سوال و جواب را در دفتر بنویس . تصویر آنرا در شاد برایم ارسال کن.
☕️ فال چای  چهارشنبه 23 بهمن☕️
          تاریخ : 23 بهمن 1398
فروردین# :سرمایه ای پایدار☕️
اردیبهشت#:رهایی از مشکلات☕️
خرداد# :شک و بد گمانی☕️
تیر# :حسادت های بی جا☕️
مرداد# :جشن نامزدی☕️
شهریور# :میزبانی از فردی عزیز☕️
مهر#:دیداری لذت بخش☕️
آبان #:مهمانی کوچک☕️
آذر# :دوستاتی خوب☕️
دی# :ناراحتی روحی☕️
بهمن# :دوری از معشوق☕️
اسفند#:بهبود شرایط جسمی☕️*************************************
یه عروسی لاکچری و خاطره انگیز 
باغ عروسی تشریفات عروسی تشریفا
از صبح درگیر موتور خونه ی ساختمان بودم و خو بالاخره جمع و جور شد و کار اکی شد
اومدم بالا مصطفی تازه داشت بیدار میشد 
گوشیش زنگ خورد بی اینکه با من هماهنگ کنه آخرش گفت اکی فقط اینکه من آرشم میارم.
کجا!؟
ساحل جفرود ناهار میریم خانوادگی.
هیچی نگفتم و گذشت گذشت گذشت و دیدم توو ساحلم 
یه خانومی خیلی با عجله اومد سمتمون
آقا شما گوشیتون آیفونه!؟
نه!
سامسونگه پس؟
آره چی شده؟
هیچی داشتم عکس میگرفتم شما داخل کادرم بودید حیفم اومد ندم بتون.
ممنونم.
بعد از
قلم برداشتم تا بنویسم، هر بار واژگانم مرا به سمت تو فرستادند! خواستم بنویسم تا تو را فراموش کنم، در تک تک کلمات ذهنم جا خوش کردی! روزگاری نوشتن دوای دردم بود. خواستم تو را فراموش کنم، نوشتن فراموشم شد! یک سال گذشت. یک بهار... یک تابستان... یک خزان و یک زمستان بی تو گذشت. آب از آب تکان نخورد اما گویی درختِ واژگانم خشکید. "نوشتن" که روزگاری قلبمان را به هم پیوند میداد حالا انگار فرسنگ ها از روزمرگی هایم دور است. یک سال گذشت و من هنوز مینویسم تا تو را ف
پسرِ مادر صد و هشتاد و سه روزه شده است. یعنی پایان شش ماهگی و آغاز نیم سال جدید زندگی اش. نمی دانم زود گذشت یا نه. نمی دانم سخت گذشت یا آسان. نمی دانم خوش گذشت یا ناخوش. با خودم که فکر می کنم می بینم زود گذشت ولی یادم نمی رود آن شب هایی که آرزو می کردم زودتر ساعت چهار صبح شود و پسرک خواب. شب هایی که شبش کش می آمد و صبحش برای آمدن ناز و عشوه. با خودم که فکر می کنم به این نتیجه می رسم آسان بود اما یادم نمی رود ترس و دردهایی که کشیده ام. شادی ها و خوشی هایی
دیشب به تب و لرز و نفس تنگی و نخوابیدن گذشت. امروز هم به تب و لرز، گریه، بدن درد، سرگیجه و ناله و مرگ گذشت. از دستی که داره کنده میشه هم نگم، خدایا مشکلی ندارم این چیزا رو میدی به آدم، ولی ناموسا چندتا چندتا نه، یکی یکی بده آدم بتونه هندل کنه. سه تا کاپشن، سه تا پتو... 
+ بخاطر کارنامم فلش بهم داد مدرسه و از الان ذوق اینو دارم که خدا جون ینی چی بریزم توش بعد کنکور ؟:))) اسکل :)))
#مسابقه_جسورانه❗️

 

توضیح: سوالات جسورانه عموما پیشبینی عدد شاخص یا پیشبینی قیمت نمادی در اینده هستند و قطعی نیستند.بهتر است امتیاز 50 را برای این سوالات انتخاب کنید تا امتیازی از شما کسر نگردد

 

✍️کد سوال 9902021

                      

پیش بینی بازدهی سبد سهام

سوال :کدام یک از "سبدهای سهام 1 میلیارد تومانی" زیر، بیشترین بازدهی را تا تاریخ 17 اردیبهشت 99 کسب خواهد کرد؟

( ارزش ریالی هر سهم 250 میلیون تومان و ملاک سنجش قیمت پایانی سهام از 13 تا 17 ارد
یه جای نوشت : بچه ها انقدر حرف برای گفتن دارم . ولی نمیتونم بگم . سخته برام صحبت کنم و این نتونستن داره خفم میکنه ...
گذشت گذشت دیروز نوشت که الان خیلی آرومم .

دنیا همینه یه وقتی های جوری خفت میکنه که نمیتونی حرفم بزنی  ، به در و دیوار میپری تا آزاد کنی خودتوو . یه چند وقت که بگذره آروم میشی ولی تموم شدن نداره ای خفتگی ها  .
قانون دنیا اینه که هیچ چی تو این دنیا بند نمیمونه ، همه چی عین عقربه ساعت میمونه وقتی بگذره دیگه گذشته .
مثلا همین حالا گذشت ...
 هرروزیه مشغله یاچالش جدید منو بخود مشغول می کنه وهردل مشغولی که دردنیایی از احساس غوطه وراست رنگ تک تک موهای منو سفید وسفیدترمی کنه .
هرروز که می گذرد نشان از کوتاهی فرصت های زندگی است . درخیابان وکوچه وبازار دنیایی جدید درپیش رو هست که ما هم گوشه ای از ان هستیم دنیایی متعلق به نسلی جوان ترازما . وهمتراز های ما هرکدام به نوعی سردرگریبان خود وزندگی با هزاردل مشغولی این ور وان ور می روند وبادیدن هم سن خود گویی همزبانی دردنیایی نااشنایی جوان ه
داشتم فکر می‌کردم نصف و یا حتی بیشتر از نصف درگیری‌های ذهنی من، ناراحتی‌هام و ضدحال‌هایی که خوردم، به خاطر چیزهایی بوده که نباید می‌دیدم و دیدم. یا نباید می‌شنیدم و شنیدم یا نباید می‌دونستم و فهمیدم.
یکیش همین چهارشنبه‌ای که گذشت. به ظاهر روز خیلی خوبی بود. واقعا هم تا یه جایی روز خیلی خوبی بود. در واقع از حدود ۹ تا ۴ و نیم بعدازظهر روز خیلی خوبی بود، اما ۴و نیم بعدازظهر من چیزی رو دیدم که نباید می‌دیدم. چیزی که نمی‌تونم از ذهنم بیرونش کن
ساعت نه صب رسیدم و جریان فرفره وار خوشبختی و خوشبختی و خوشبختی و فقط مرور کردم و از ته دلم نفس عمیق کشیدم
چقد خوبه که خدا میزاره بعضیا بیان تو زندگیش،تا بفهمه در عین بدبختی چقد خوشبخته،درعین اشک تو چشم چقد شاده،در عین دل شکستگی چقد پر از عشقه و من هزارتا دنیا خوشبخت و شاد و پر از عشقم تا هستی:)
چهارشنبه پنجشنبه و جمعه ای که گذشت فوق العاده ترین روزهای عمرم بود...
روز تولدم جمعه:)
و امروز که روز دانشجو بود،به شخصه استوری نذاشتم و از شنیدن تبریکا د
پسرِ مادر صد و هشتاد و سه روزه شده است. یعنی پایان شش ماهگی و آغاز نیم سال جدید زندگی اش. نمی دانم زود گذشت یا نه. نمی دانم سخت گذشت یا آسان. نمی دانم خوش گذشت یا ناخوش. با خودم که فکر می کنم می بینم زود گذشت ولی یادم نمی رود آن شب هایی که آرزو می کردم زودتر ساعت چهار صبح شود و پسرک خواب. شب هایی که شبش کش می آمد و صبحش برای آمدن ناز و عشوه. با خودم که فکر می کنم به این نتیجه می رسم آسان بود اما یادم نمی رود ترس و دردهایی که کشیده ام. شادی ها و خوشی هایی
ولی فقط گذشت...
هیچ چیز عوض نشد، جز احساسم نسبت به پوچ بودن زندگی!
به پوچ شدن آدما و روابطشون و حرفا و عملشون!
از خودم و تلاشم در راستای بهتر زیستن هنوز راضی نیستم!
باز هم تلاش و تلاش و تلاش!

+ممنون که به یادم بودین! :)
نمینویسم ولی هستم،آدرس بذارین!
+فیلم و سریال و کتاب و آهنگ خوب معرفی کنین!
موقع مدرسه ها، آدم کلا علاقه شدیدی به چهارشنبه پیدا می کند. چون میداند فردا و پس فردایش برای مشق نوشتن وقت هست و میتواند کلی خوش بگذراند یا فقط هیچکاری نکند.
و این بود ماجرای چهارشنبه من:
اولین قرار آدم با دوست هایش در کافه واقعا جذاب است. من پاستوریزه، که تا سرکوچه به زور می رفتم، تنهای تنها با اسنپ بروم کافه ای آن طرف دنیا و برگردم؟ تازه پول شیک نوتلایم را هم خودم حساب کنم؟ با کارت خودم؟ و تازه، خواهر کوچکترم را با خودم ببرم.
برای خیلی ها مسخر
اندکی پیش به پدرجان گفتم:بابا چهارشنبه بریم نمایشگاه کتاب؟بگفتا:چی؟نمایشگاه کتاب برای چه؟
بگفتم:جشن امضای نویسنده مورد علاقمه، دلم میخواد امضاشو پای کتابم داشته باشم...
بگفتا:ما امضا هامونو خیلی وقته پس دادیم....

پی نوشت:یعنیا جواباتون از پهنا تو حلق منه بدبخت-_-
پی نوشت2: (از نظر این من)یکی ازدلایلی که پدرجان منو نمیبره نمایشگاه کتاب به دلیل اینه که من خوره کتابم...امکان نداره پامو بذارم تو کتاب فروشی و دستم به سمت هیچ کتابی نره...که کلی پول خر

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها